
اما جالب است بدانيد كه تنها با استفاده از يك ماده شيميايي كه به آساني قابل دسترسي است و همچنين قدري ابتكار عمل ميتوانيد از مقداري شير كه در كف يك بشقاب كمي گود ريخته شده است، تصويري از چرخ رنگي در حال گردش ترسيم كنيد.
براي اين كار به مقداري شير، مقداري رنگ خوراكي، مايع ظرفشويي و يك اسفنج پنبهاي نياز داريد. ابتدا مقداري شير را در يك بشقاب گود بريزيد تا ته ظرف را كاملا بپوشاند و سپس مقداري از رنگ خوراكي را به شير اضافه كنيد. اسفنج پنبهاي را به مايع ظرفشويي آغشته كنيد و اندكي صبر كنيد تا مايع ظرفشويي به طور كامل در همه قسمتهاي اسفنج نفوذ كند. اسفنج آغشته به مايع ظرفشويي را قسمت مركزي بشقاب با سطح شير تماس دهيد. در اين حالت لازم نيست شير را به هم بزنيد. به محض تماس مايعشوينده با مولكولهاي شير، رنگ افزوده شده به شير در محيط ظرف به گردش درخواهد آمد.
همان طور كه ميدانيد شير متشكل از انواع مختلفي از مولكولها نظير چربي، پروتئين، قند، ويتامينها و مواد معدني است. اگر يك اسفنج كاملا تميز و خشك را در شير فرو كنيد، نبايد انتظار داشته باشيد اتفاق خاصي رخ دهد، چرا كه اسفنج پنبهاي جاذب مايعات است و بنابراين تماس آن با هر نوع مايعي، جرياني را از مايع به طرف فضاهاي خالي موجود در اسفنج به وجود خواهد آورد. بنابراين حجم مايع موجود در ظرف تا وقتي كه اسفنج كاملا اشباع شود به ميزان قابل توجهي كاهش خواهد يافت. اما پس از تماس مايع شيميايي شوينده با مولكولهاي شير، همزمان واكنشهاي شيميايي مختلفي انجام ميشود و بنابراين تغييرات قابل توجهي ايجاد خواهد شد. مايع شوينده افزوده شده به شير، كشش سطحي مايع را به شدت كاهش ميدهد و در نتيجه ماده رنگي افزوده شده به شير، به آساني در بين مولكولهاي شير به حركت درخواهد آمد. مايع شوينده با پروتئين شير وارد واكنش شده و با تغيير شكل مولكولهاي پروتئين آنها را به حركت درخواهد آورد. در نتيجه واكنش بين مايع ظرفشويي و مولكولهاي چربي موجود در شير، ذرات بارداري ايجاد ميشوند. در حقيقت، اين واكنش نشان دهنده چگونگي پاك شدن ذرات چربي از روي ظروف غذا توسط مايع ظرفشويي است. با تشكيل ذرات باردار، رنگدانههاي موجود در ماده رنگي افزوده شده به شير از مركز ظرف به اطراف پرتاب ميشوند.
اگر چه پس از مدتي با پايان يافتن واكنشهاي شيميايي محلول به حالت تعادل ميرسد، اما چرخش دوراني رنگدانهها در محيط ظرف براي مدت زمان كوتاهي پيش از پايان واكنش ادامه خواهد داشت و به اين ترتيب ميتوانيد تصويري زيبا از حركت رنگدانهها را در ظرف مشاهده كنيد.

"باربارا" 19 ساله بود و "مایکل" 21 ساله که عاشق هم شدند و قرار ازدواج گذاشتند. آن دو عاشق جوان، خوصوصیات مشترک فراوانی داشتند؛ اول اینکه هر دو رمانتیک بودند و طرفدار"عشق افلاطونی" و نقطه اشتراک بعدیشان اینکه هر جفتشان اهل مطالعه مجلات خانوادگی بودند. آن روز - که قرار بود ساعت پنج بعد از ظهر جلو سینما همدیگر را ببینند و برای اجاره سالن عروسی بروند - هر دو آخرین شماره مجله "عاشقانه" را خریده و تمام صفحاتش را خوانده بودند، از جمله "پاورقی صفحه 14" که نوشته بود: برای اینکه بفهمید نامزدتان چقدر دوستتان دارد، یک بار بدون خبر قبلی، سر قرار نروید، اگر به سراغتان نیامد، یعنی دوستتان ندارد...


جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکرد به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم. لستر هم با زرنگی آرزو کرد، دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد. بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد. آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی. بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست، که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا... به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگر، تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به... ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو...